گت بلاگز اخبار اجتماعی زندگی تلخ جوان22ساله ای که محصل ممتاز بود و حالا مبتلا به سرطان ریه است

روزنامه خراسان نوشت:اکنون که آخرین روزهای عمرم را در عنفوان جوانی می گذرانم تنها در حسرت آرزوهایی مانده ام که مانند گل برگ های پرپر شده است در اطراف ذهنم رژه م

زندگی تلخ جوان22ساله ای که محصل ممتاز بود و حالا مبتلا به سرطان ریه است

زندگی تلخ جوان22ساله ای که محصل ممتاز بود و حالا مبتلا به سرطان ریه است

عبارات مهم : آخرین

روزنامه خراسان نوشت:اکنون که آخرین روزهای عمرم را در عنفوان جوانی می گذرانم تنها در حسرت آرزوهایی مانده ام که مانند گل برگ های پرپر شده است در اطراف ذهنم رژه می روند. اینک که جهت چند روز زندگی زیاد با فوت جدال می کنم خوب می دانم که فقط خودنمایی، خودخواهی و کنجکاوی های احمقانه روزگارم را به اینجا رساند .

زندگی تلخ جوان22ساله ای که محصل ممتاز بود و حالا مبتلا به سرطان ریه است

این ها بخشی از بیانات جوان 22 ساله مبتلا به سرطان ریه است که اصرار داشت سرگذشتش شاید عبرتی جهت جوانانی شود که دوست دارند آخرین نوع تازه مواد مخدر را تجربه کنند.

«حمید» که با شنیدن آخرین حرف های دکتر معالج توان راه رفتن نداشت روی صندلی مشاور پلیس کرمان نشست و درحالی که مدام تکرار می کرد من نمی خواهم بمیرم! به تشریح ماجرای زندگی اش پرداخت و گفت: کودکی شلوغ کار و بیش فعال بودم بی محابا به هر چیزی دست می زدم و هر ماده خوردنی را امتحان می کردم شلوغ کاری هایم در دوران مدرسه همه را به ستوه آورده بود ولی به خاطر این که دانش آموز ممتازی بودم همواره معلمان خطاهایم را نادیده می گرفتند.

روزنامه خراسان نوشت:اکنون که آخرین روزهای عمرم را در عنفوان جوانی می گذرانم تنها در حسرت آرزوهایی مانده ام که مانند گل برگ های پرپر شده است در اطراف ذهنم رژه م

نوجوانی کنجکاو بودم و تلاش می کردم در هر کاری خودی نشان بدهم. در واقع غرور و خودخواهی هایم اجازه نمی داد کسی را بالاتر از خودم ببینم. حدود 5 سال قبل روزی در فصل تابستان به همراه دوستانم زیر درختان پارک نشسته بودم که یکی از آن ها با غرور خاصی بسته سیگار خارجی را از جیبش بیرون آورد و همانند بازیگران هالیوودی شعله فندکش را روشن کرد و دود غلیظی را از دهانش بیرون داد.

من هم که می خواستم روی او را کم کنم همانند او سیگاری را روشن کردم و از آن ها دور شدم تا مورد تمسخر قرار نگیرم. از آن روز به بعد کشیدن سیگار عالی ترین تفریح ما بود ولی چند روز بعد دوستم سیگاری به دستم داد که بوی عدس سوخته می داد. هرکدام پکی می زدیم و به دیگری تعارف می کردیم.

وقتی کشیدن حشیش با خنده هایمان به هم می آمیخت دیگر از یاد می بردیم که چگونه عمرمان را تباه می کنیم. جهت آن که نزد دوستانم تظاهر کنم هر ماده مخدر جدیدی را که نامش مطرح می شد از سر کنجکاوی می خریدم و با غرور در مهمانی ها مصرف می کردم.

مدتی بعد ماده های مخدر چنان روح و روانم را به هم ریخته بود که دیگر پدرم نمی گذاشت در کارهای فروشگاه به او کمک کنم آیا که با همه مشتریان سرجنگ داشتم.

زندگی تلخ جوان22ساله ای که محصل ممتاز بود و حالا مبتلا به سرطان ریه است

در همین روزها بود که یکی از دوستانم مخدر جدیدی به نام «گل» را به من معرفی کرد. من هم بلافاصله این ماده مخدر را خریدم که حالت روانی آن صد برابر حشیش بود. دیگر طعم ها و بوها برایم نوعی حس تازگی داشت.

چشمانم کاسه خون بود و وزنم هر روز زیاد کردن می یافت طولی نکشید که به فردی صدکیلویی تبدیل شدم. ولی بعد از چند ماه مصرف مداوم دیگر خبری از غذا خوردن های افراطی نبود و هر روز ضعیف تر می شدم.

روزنامه خراسان نوشت:اکنون که آخرین روزهای عمرم را در عنفوان جوانی می گذرانم تنها در حسرت آرزوهایی مانده ام که مانند گل برگ های پرپر شده است در اطراف ذهنم رژه م

به ناچار به خاطر ضعف و بی حالی های شدید نزد دکتر رفتم ولی بعد از چندین مرحله معاینه و آزمایش های پزشکی را از زبان دکتر معالجم شنیدم که گفت «شما به سرطان ریه پیشرفته مبتلا شده است اید»

زندگی تلخ جوان22ساله ای که محصل ممتاز بود و حالا مبتلا به سرطان ریه است

واژه های کلیدی: آخرین | زندگی | کنجکاوی | سرطان ریه | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz